|
دانستنی ها
1) اكثر افراد در كمتر از 7 دقیقه خوابشان میبرد! 2) یکی از رایجترین اسمها در جهان «محمد» میباشد. 3) 56% افرادی كه دست چپ هستند، تایپیستند. 4) غیر ممکن است که بتوانی با چشمان باز، عطسه کنی! 5) یک سوسك میتواند 10 روز بدون سرش زندگی كند. 6) ما در طول زندگیمان، 18 کیلو پوست میاندازیم. 7) رنگ مورد علاقه 80% از آمریکاییها، آبی میباشد!! 8) اگر میخواهی از آرواره يک تمساح جان سالم به در ببری، انگشتهایت را در چشمانش فرو کن. فورا به شما اجازه میدهد كه فرار كنی! 9) وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرف ديگر تكان میدهد، يعنی «باشه»! 10) در این دنیا تعداد جوجهها از آدمها بیشتر است. 11) یکی از شگفتیهای ریاضی این است که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب كنی، جواب خواهد شد؛ 12345678987654321 12) دكمه # (فون) كه روی كیبرد میباشد، «اُكتُسرپ» خوانده میشود. 13) «گربه» تنها حیوان خانگی هست كه در كتاب مقدس به آن اشارهای نشده است. 14) نوارهای لاستیكی خیلی طول میكشد تا سرد شوند. 15) «Dreamt» تنها كلمهایست که در زبان انگلیسی با mt تمام میشود!! 16) «یویو» اولین بار به عنوان یک سلاح در فیلیپین استفاده میشد! 17) شهر مکزیک هر سال 25.5 سانتیمتر، نشست میكند. 18) مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است که تلویزیون میبینید. 19) ناخن انگشت وسط زودتر از ناخن انگشت شصت، رشد میكند. 20) تنها لغتی که در انگلیسی با تمام اصوات، پشت سر هم ادا میشود «subcontinental» میباشد. 21) در واشنگتن بیشتر از مردمانش، تلفن وجود دارد.
22) یک سوسک حمام میتواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد. 23) یک کوروکودیل نمیتواند زبانش را بیرون در بیاورد. 24) حلزون میتواند 3 سال بخوابد. 25) به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر میترسند تا از مرگ! 26) اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچوقت تمام نخواهد شد. 27) خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفهجویی کند. 28) ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا میخورند. 29) چشمهای شترمرغ از مغزش بزرگتر است. 30) بچهها بدون کشکک زانو متولد میشوند. کشککها در سن 2 تا 6 سالگی ظاهر میشوند. 31) کوبیدن سر به دیوار 150 کالری در ساعت مصرف میکند. 32) پروانهها با پاهایشان میچشند. 33) گربهها میتوانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگها کمتر از 10 تا! 34) ادرار گربه زیر نور سیاه میدرخشد. 35) تعداد چینیهایی که انگلیسی بلدند، از تعداد آمریکاییهایی که انگلیسی بلدند، بیشتر است!! 36) دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند. 37) فیلها تنها حیواناتی هستند که نمیتوانند بپرند. 38) هر بار که یک تمبر را میلیسید 10/1 کالری انرژی مصرف میکنید. 39) فورییه 1865 تنها زمانی بود که ماه کامل نشد. 40) کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است. 41) اگر عروسک باربی را زنده تصور کنید سایزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتیمتر خواهد بود با گردنی 2 برابر بلندتر از یک انسان نرمال. 42) تمام خرسهای قطبی، چپ دست هستند. 43) اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید میشود.
44) اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کردهاید. 45) در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را میکندند حتی ابروها و موژهها. 46) کوتاهترین جنگ در تاریخ در سال 1896 بین زانزیبار و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید. 47) در 4000 سال گذشته هیچ حیوان جدیدی رام نشده است. 48) هیچوقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی. 49) تعداد انسانهایی که به وسیله خر کشته میشوند، از انسانهایی که در سانحه هوایی میمیرند بیشتر است. 50) چشمهای ما از بدو تولد همین اندازه بودهاند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچوقت متوقف نمیشوند.
51) دارچین بسیار کشنده است اگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود. 52) فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از 116 سال عمر میکند. 53) قلب انسان میتواند خون را 10 متر به بیرون پرتاب کند. 54) متداولترین نام در دنیا محمد است. 55) زبان قویترین ماهیچه در بدن است. 56) روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر یکی است. 57) ستاره دریایی مغز ندارد. 58) زنان تقریبا 2 برابر مردان چشمک میزنند. 59) شما نمیتوانید با حبس کردن نفستان خودکشی کنید. 60) انسانهای راست دست به طور میانگین 9 سال بیش از چپ دستها عمر میکنند. 61) لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد. 62) درآمد مایکل جوردن از کمپانی نایک، بیش از درآمد تمام کارکنان این کمپانی در کشور مالزی است. 63) هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمیشود. 64) مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست میافتند. 65) هر انسانی در طول زندگیاش به طور میانگین 8 عنکبوت را در حال خواب میخورد. 66) گربه ماهی بیش از 27000 عضو چشایی دارد. 67) کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوختی که میسوزاند فقط 1.5 متر حرکت میکند. 68) صندلی الکتریکی را یک دندانپزشک اختراع کرد. 69) هر آمریکایی به طور میانگین 2 کارت اعتباری دارد.
***************************************************
1- فاصله بين مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است. 2- قلب شما روزی ۱۰۱۰۰۰ بار مي تپد. 3- دهان شما روزی يک ليتر بزاق توليد ميکند. 4- به طور متوسط هر انسان ميتواند يک دقيقه نفس خود را حبس کند رکورد اين ماده در جهان ۷.۵ دقيقه است. 5- از دست دادن تنها ۱٪ از آب بدن موجب تشنگی ميشود. 6- مردان روزی ۴۰ و زنان روزی ۷۰ تار مو از دست ميدهند. 7- يک انسان ۸ ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند. 8- عضله ای که به شما امکان چشمک زدن ميدهد سريع ترين عضله بدن است شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمک ميزنيد. 9- زنان دو برابر مردان چشمک ميزنند. :-) 10- ناخن های دست ۴ برابر سريعتر از ناخن های پا رشد ميکنند .
*****************************************************
1) انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک می زند! 2) خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمينه! 3) يک گالن روغن سوخته، میتواند تقريبا يک ميليون گالن آب تميز را آلوده کند! 4) ناخنهای انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخنهای پا رشد میکنند! 5) حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسی، در كلمات بكار میرود در حاليكه حرف Q كمترين كاربرد را دارد! 6) خوردن يك عدد سيب اول صبح، بيشتر از يك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی میشود! 7) دلفينها هم مانند گرگها هنگام خواب يك چشمشان را باز میگذارند! 8) قديمیترين آدامسی كه جويده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پيش بوده است! 9) اسكيموها هم از يخچال استفاده میكنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل يخ زدن! 10) سرعت آب دهانی كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است! 11) ۸ دقيقه و ۱۷ ثانيه طول میكشد تا نور خورشيد به زمين برسد! 12) جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشكريزی شما میشود! 13) در تايوان بشقابهای گندمی درست میشود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم میخورند! 14) يكچهارم استخوانهای بدن، در پای او قرار دارد! 15) اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربهفرد است!
******************************************************************
- هر تکه کاغذ را نمیتوان بیش از 9 بار تا کرد. - در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازهای سنگ به کار رفته که میتوان با آن دیواری آجری به ارتفاع 50 سانتیمتر دور دنیا ساخت. - اگرتمام رگهای خونی را در یک خط بگذاریم، تقریبا 97000 کیلومتر میشود. - وقتی مگس بر روی یک میله فولادی مینشیند، میله فولادی به اندازه دو میلیونیم میلیمتر خم میشود. - آمریکا تا 50 میلیون سال دیگر دو نیم خواهد شد. - عدد 2520 را میتوان بر اعداد 1 تا 10 تقسیم نمود، بدون آنکه خارج قسمت کسری داشته باشد. - 30 برابر مردمی که امروزه بر سطح زمین زندگی میکنند، در زیر خاک مدفون شدهاند. - تنها حیوانی که نمیتواند شنا کند، شتر است. - شیشیه در ظاهر جامد به نظر میرسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت میکند. - در هر ثانیه بیش از 5000 بیلیون بیلیون الکترون به صفحه تلویزیون برخورد میکند و تصویری را که شما تماشا میکنید، بوجود میآورد. - شانس شبیه بودن دو اثر انگشت، یک به 64 میلیارد است. - یک لیتر سرکه در زمستان سنگینتر از تابستان است. - قد انسان تا 20، 25 سالگی و گاها 40 سالگی بلند میشود و از چهل سالگی به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 میلیمتر کوتاه میشود.
************************************************************************************
1- عموميترين نام در جهان محمد است. 2- اسم تمام قارهها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مييابد. 3- مقاومترين ماهيچه در بدن، زبان است. 4- كلمه «ماشينتحرير» (TYPEWRITER) طولانيترين كلمهاي است كه ميتوان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت. 5- چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است. 6- شما نميتوانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد. 7- محال است كه آرنجتان را بليسيد. 8- وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه ميكنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه ميايستد. 9- خوكها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند. 10- وقتي كه به شدت عطسه ميكنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد. 11- جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برفپاككنهاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند. 12- تنها غذايي كه فاسد نميشود، عسل است.
*****************************************************************************
1- عموميترين نام در جهان محمد است. 2- اسم تمام قارهها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مييابد. 3- مقاومترين ماهيچه در بدن، زبان است. 4- كلمه «ماشينتحرير» (TYPEWRITER) طولانيترين كلمهاي است كه ميتوان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت. 5- چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است. 6- شما نميتوانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد. 7- محال است كه آرنجتان را بليسيد. 8- وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه ميكنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه ميايستد. 9- خوكها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند. 10- وقتي كه به شدت عطسه ميكنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد. 11- جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برفپاككنهاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند. 12- تنها غذايي كه فاسد نميشود، عسل است. 13- كروكوديل نميتواند زبانش را به بيرون دراز كند. 14- حلزون ميتواند سه سال بخوابد. 15- تمامي خرسهاي قطبي چپدست هستند. 16- در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفهجويي كند. 17- پروانهها با پاهايشان ميچشند. 18- فيلها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند. 19- در 4000 سال قبل، هيچ حيواني اهلي نبود. 20- بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها ميترسند كه نميتوانند آنها را بكشند. 21- مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط ميكند. 22- قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند. 23- موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند. 24- صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد. 25- استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش ميدهد. 26- فندك قبل از كبريت اختراع شد. 27- نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است.
نوشته شده توسط احمد حدادی در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 10:42 | لینک ثابت |
دنیای ریاضیات : قواعد بخش پذیری بر اعداد
قواعد بخش پذیری بر اعداد طبیعی :
برای تقسيم بر بيشتر اعداد طبيعی قاعده هايی وجود دارد. حتی برای برخی از اعداد بيشتر از سه قاعده به دست آمده است که می توان به کمک آن ها بخش پذيری اعداد را بررسی کرد و باقی مانده ه تقسيم آن ها را نيز تعيين نمود. البته در برخی موارد انجام عمل تقسيم، راحت تر از کاربرد قاعده به نظر می رسد. اين به مقسوم و مقسوم عليه بستگی دارد. قاعده تقسيم بر اعداد طبيعی از 1 تا ۱۵ در زير آورده شده است.
قاعده تقسيم بر 1 :
همه ی اعداد بر يک بخش پذير هستند.
قاعده تقسيم بر 2 :
عددي بر 2 بخش پذير است که رقم يکانش بر 2 بخش پذير باشد. باقي مانده تقسيم هرعدد بر 2 باقي مانده تقسيم رقم يکان عدد بر 2 است.
مثال- همه ی اعداد زوج بر 2 بخش پذیر هستند.
قاعده تقسيم بر 3 :
عددي بر 3 بخش پذير است که مجموع ارقامش بر 3 بخش پذير باشد. باقي مانده ی تقسيم عدد بر 3 همان باقي مانده تقسيم مجموع ارقام آن عدد بر 3 است.
مثال- مجموع رقم های عدد 7۵12 برابر 1۵ است و 1۵ بر 3 بخش پذیر می باشد، بنابراین عدد7۵12 بر 3 بخش پذیر است.
قاعده تقسيم بر 4 :
الف) عددي بر 4 قابل قسمت است که دو رقم سمت راست آن بر4 قابل قسمت باشد. باقي مانده تقسيم هر عدد بر 4 مساوي باقي مانده تقسيم دو رقم سمت راست آن عدد بر4 .
مثال- عدد ۵248 بر 4 بخش پذیر است. زیرا 48 بر 4 بخش پذیر است.
ب)عددی بر4 بخش پذیر است که رقم یکان به اضافه ی 2 برابر رقم دهگان آن بر 4 بخش پذیر باشد.
مثال- عدد 1۵68 بر 4 بخش پذیر است. زیرا 20 = 8 + 6 * 2 و 20 بر 4 بخش پذیر می باشد.
قاعده تقسيم بر 5 :
عددي بر۵بخش پذير است که رقم يکانش بر۵ بخش پذير باشد. باقي مانده تقسيم هرعدد بر۵ باقي مانده تقسيم رقم يکان عدد بر ۵ است.
مثال- اعداد ۶۵، 240 و 800 بر۵ بخش پذیر هستند.
قاعده تقسيم بر 6 :
عددی بر 6 بخش پذیر است که بر2 و3 بخش پذیر باشد. ( 3 * 2 = 6)
مثال- عدد 132 هم بر 2 و هم بر 3 بخش پذیراست. پس بر6 نیز بخش پذیر است.
قاعده تقسيم بر 7 :
عددی بر 7 بخش پذیر است که اگر 2 برابر رقم یکان آن را از عددی که از حذف یکان به دست آمده کم کنیم، حاصل بر7 بخش پذیر باشد.(در صورت لزوم این عمل را چندین بار تکرار می کنیم تا به نتیجه برسیم.)
مثال- عدد ۵194 بر 7 بخش پذیر است. زیرا:
( 8 = 2 * 4) 5194
( 2= 2 *1) 511 = 8 – 519
49 = 2- 51
49 مضربی از 7 است. بنابراین۵۱۹۴ بر 7 بخش پذیر است.
قاعده تقسيم بر 8 :
الف) عددي بر8 قابل قسمت است که سه رقم سمت راست آن بر 8 قابل قسمت باشد.
مثال- اعداد 4۵000 و706۵6 بر 8 بخش پذیرهستند. زیرا سه رقم سمت راست آن ها یعنی صفر و6۵6 بر 8 بخش پذیرهستند.
ب) عددی بر8 بخش پذیر است که 2 برابررقم دهگان به اضافه ی 4 برابر رقم صدگان آن بر 8 بخش پذیر باشد.
مثال- عدد 6۵321 بر 8 بخش پذیر است. زیرا 16 = 2 * 2 + 3 * 4 و 16 بر 8 بخش پذیر می باشد.
قاعده تقسيم بر 9 :
عددي بر 9 بخش پذيراست که مجموع ارقامش بر9 بخش پذير باشد. باقي مانده تقسيم عدد بر9 همان باقي مانده تقسيم مجموع ارقام آن عدد بر9 است.
مثال- عدد ۵148 بر 9 بخش پذیراست. زیرا مجموع رقم های آن یعنی 18 بر 9 بخش پذیر است.
قاعده تقسيم بر 10 :
عددی بر 10 بخش پذیر است که رقم یکان آن صفر باشد.
مثال- اعداد 70 ، 1200 و 810 بر 10 بخش پذیر هستند.
قاعده تقسيم بر 11 :
عددی بر 11 بخش پذیر است که اگر ارقام آن را یکی در میان به دو دسته تقسیم کنیم و مجموع ارقام هر دسته را به دست آوریم و سپس دو عدد به دست آمده را از هم کم کنیم عدد حاصل بر 11 بخش پذیر باشد.
مثال-عدد ۵240312 بر 11 بخش پذیر است زیرا:
14 = 2 + 3 + 4 + 5
3 = 1 + 0 + 2
11 = 3 - 14
قاعده تقسيم بر 12 :
عددی بر 12 بخش پذیر است که بر 3 و 4 بخش پذیر باشد.
مثال- اعداد 72 و 120 و 480 بر 12 بخش پذیر هستند.
قاعده تقسيم بر 13 :
عددی بر 13 بخش پذیر است که اگر 4 برابر رقم یکان آن را با عددی که از حذف یکان به دست آمده جمع کنیم، حاصل بر 13 بخش پذیرباشد. (در صورت لزوم این عمل را چندین بار تکرار می کنیم تا به نتیجه برسیم.)
مثال- عدد 247 بر 13 بخش پذیر است. زیرا:
( 28 = 7 * 4) 247
( 8 = 2 * 4) 52 = 28 + 24
13 = 8 + 5
قاعده تقسيم بر 14 :
عددی بر 14 بخش پذیر است که بر 2 و 7 بخش پذیر باشد. ( 7 * 2 = 14)
مثال- عدد 3۵42 هم بر 2 وهم بر7 بخش پذیر است. پس بر 14 نیز بخش پذیر است.
قاعده تقسيم بر 15 :
عددی بر 1۵ بخش پذیر است که بر 3 و 5 بخش پذیر باشد. ( ۵ * 3 = 1۵)
مثال- عدد 43۵0 هم بر 3 و هم بر 5 بخش پذیر است. پس بر 43۵0 نیز بخش پذیر است
نوشته شده توسط احمد حدادی در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 ساعت 10:35 | لینک ثابت |
آشنایی با اعداد خیلی بزرگ
اعداد خیلی بزرگ :
اولاً به همه دانش آموزان عزیز و گرامی و تمامی دوستان مخاطب عزیزم که به این وبلاگ سر میزنند سلامی از روی اخلاص نثارتان می کنم . ( قربون همه شما برم ) .
شاید تمامی شاگردان دختر و پسر من مخصوصاً در این سال تحصیلی (۸۷-۸۶) مهمترین سؤالی که ذهنشان را درگیر کرده بود و همیشه از من می پرسیدند . همین موضوع ترتیب اعداد خیلی بزرگ بود و اینکه ما بعد از میلیارد چه اعدادی را داریم . کما اینکه می دانیم اعداد بی نهایت هستند و غیر قابل شمارش هستند . راستش را بخواهین ذهن خودم نیز خیلی درگیر این موضوع بود . لذا برآن شدم تا حاصل یک سال تحقیقم را به همه شما عزیزان با جان و دل اهدا کنم باشد که ذره ای بر معلومات من و شما افزوده شود .
شما اعداد میلیون، میلیارد وبیلیون را می شناسید. اما آیا عددهای بزرگ تر بعد ازاین ها را می دانید؟
ترتیب این اعداد به این گونه است: میلیون، میلیارد، بیلیون، تریلیون، کوادریلیون، کوینتیلیون، سیکستیلیون، سپتیلیون، اکتیلیون، نونیلیون، دسیلیون و... .
این الگوحدود سال 1484میلادی به وسیله نیکولاس چاکوئت (1488-1445Nicolas Chuquet) که اولین فرد فرانسوی نویسنده مقاله ی جبری بود، ابداع شد. چاکوئت برای نام گذاری آن سری از اعداد بزرگ که توان هایی از 10هستند از000/1000 شروع کرد و آن را میلیون نامید. سپس توان های متوالی میلیون را به صورت 10 یا همان 1000000 مرتب نمود.هرچند که با گذرایام موضوع به همین سادگی باقی نماند. درقرن هفدهم، تعدادی از ریاضیدانان با نفوذ فرانسوی تصمیم گرفتند ازهمان نام ها برای نشان دادن توان های متوالی1000 یعنی 10یاهمان 1000 استفاده کنند.
این انحراف از سیستم چاکوئت عملی تر و بهتر به نظر می رسید وهمان سیستمی است که امروزه درایالات متحده آمریکا به کار می رود(عدد 000 000 1000 را یک بیلیون می نامند). درسال 1947 نخست وزیردولت بریتانیا، هارولد ویلسون به مجلس عوام اطلاع داد که ازاین پس در آمارهای دولتی کلمه بیلیون به جای 10 به کارمی رود. این عمل در تایید و موافقت با آمریکا بود.هرچند که سیستم اصلی چائوکت هنوز هم در بریتانیا به کارمی رود. توصیه می شود ازچنین کلماتی در ارتباطات بین المللی استفاده نشود!
بعد ازاستفاده ازسیستم آمریکایی، فرانسه درسال 1948 به سیستم اصلی چائوکت برگشت وهمچنین این سیستم برای استفاده درمباحث علمی درمجامع بین المللی مورد تصویب قرارگرفت ودرسال 1961هر سیستم دیگری غیر قانونی اعلام شد.سیستم آمریکایی در روسیه نیز استفاده می شود به جز میلیارد که به جای بیلیون به کار می رود.
نوشته شده توسط احمد حدادی در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 11:34 | لینک ثابت |
تغییر دنیا
بر سر قبر کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است :
کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم .بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر
دهم . بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم . در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را
متحول کنم . اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم شاید می توانستم دنیا را هم
تغییر دهم .
نوشته شده توسط احمد حدادی در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 10:58 | لینک ثابت |

خواهرم .............
در خیابان چهره آرایش مکن
از جوانان سلب آسایش مکن
یادکن از آتش روز معاد
گیسها را مده در خیابان دست باد
خواهرم ای دختر ایران زمین
یک نظر عکس شهیدان را ببین
خواهرم دیگر تو کودک نیستی
فاش می گویم عروسک نیستی
در امور خویش سرگردان مشو
نو عروس چشم نامردان مشو
نوشته شده توسط احمد حدادی در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت 16:30 | لینک ثابت |

10 کشور برتر در خواندن :
1. کره ی جنوبی 2. فنلاند 3. هنگ کنگ
4. کانادا 5. نیوزلند 6. ایرلند 7. استرالیا
8. لیختن اشتاین 9. لهستان 10. سوئد
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
10 کشور برتر در زمینه ی ریاضیات :
1. تایوان 2. فنلاند 3. هنگ کنگ
4. کره ی جنوبی 5. هلند 6. سوئیس
7.کانادا 8. ماکائو . چین 9. لیختن اشتاین
10. ژاپن
نوشته شده توسط احمد حدادی در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 20:32 | لینک ثابت |
آیتم های خیالی ...
& با دیگران بخند ، نه به دیگران .
& اگر بخواهی برای تمام شادمانی
هایی که داری تشکر کنی ، دیگر
وقتی
برای گله گذاری نداری .
& اگر می خواهید دنیا به روی شما
لبخند بزند ، هرگز لبخند زدن را
فراموش
نکنید .
& شادی کردن خوب است ، اما شاد
کردن دیگران ، بهتر . خندیدن خوب
است ، اما خنداندن دیگران ، بهتر .
این سطر جاده ها که به صحرا نوشته اند
یاران رفته از قلم پا نوشته اند
لوح مزارها همه سر بسته نامه ها است
کز آخرت به مردم دنیا نوشته اند
نوشته شده توسط احمد حدادی در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 20:30 | لینک ثابت |

مسئولیت فرزند در برابر پدر و مادر
1- از پدر و مادر اطاعت کن به جز در گناه و نا فرمانی از خداوند
2- با آرامش و مهربانی با آنان سخن بگو.
3- صبح و شام و در مناسبت ها دست هایشان را ببوس.
4- از شخصیت، حیثیت و ثروت آنان محافظت کن.
5- احترامشان را به خوبی نگه دار و هنگام ورود آنان،با شوق وتکریم برخیز هر چه راکه می خواهند از راه مشروع برایشان فراهم کن.
6- در همه امور زندگی با آنان مشورت کن.
7- از دعای خیر و طلب بخشش برای آنان غافل مباش.
8- هر گاه مهمانی داشتند با محبت و خوشرویی ،به آنها و مهمانشان خدمت کن.
9- از هر فرصتی برای شادی و سرورشان استفاده کن.
10- در حضورشان صدایت را بلند مکن.
11- بدون اجازه آنها از منزل خارج مشو.
12- به هنگام خواب و استراحت بیدارشان مکن.
13- همسر و فرزندان را بر آنان مقدم مدار.
14- هنگامی که سخن می گویند ،کلامشان را قطع مکن.
15- اگر کار نا پسندی را آنجام دادند آنان را سرزنش مکن.
16- بدون دلیل در حضورشان نخند.
17- پیش از آنان غذا خوردن را آغاز مکن و از جلو دستشان غذا بر مدار.
18- هنگامی که نشسته اند بدون اجازه آنان دراز مکش.
19- پیش از آنان وارد مشو و جلو تر ازآنها راه مرو.
20- هر گاه صدایت زدند بیدرنگ حاضر شو.
21- در زمان حیات و پس از مرگ آنها،به دوستان آنان احترام بگذار.
22- با افرادی که با پدر و مادر بدند، رفاقت مکن.
23- در موقع بیماری به موقع ،آنان را نزد پزشک ببر.
24- چنانچه نیازمند بودند لباس و مسکن و غذای مناسب برایشان فراهم کن.
25- گاهی اوقات آنان را به گردش و تفریح ببر.
26- هیچ گاه به آنان دروغ مگو.
27- امور زندگیت را از آنان پنهان مکن.
28- از آنان بخواه تو را با تجارب زندگی خود آشنا نمایند.
29- از آنها بخواه از دعای خیر خویش فراموشت نکنند.
30- به هنگام خطاب آنها راپدر و مادر بخوان و از مخاطب قرار دادن آنها با نام به پرهیز
نوشته شده توسط احمد حدادی در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 20:41 | لینک ثابت |

مدرسه امتحان می گیرد خدا هم امتحان می گیرد بیائید با هم مقایسه کنیم !!
سوره مبارکه عنکبوت آیه ی شماره ی 2 و سوره مبارکه بقره آیه ی 155
1- در امتحان مدرسه بین امتحانات زمانی برای یاد گیری و آمادگی امتحان بعدی مشخص می شود امّا در امتحان الهی استمرار امتحانات لحظه به لحظه است .
2- در امتحان مدرسه کسی در التزام برای خراب شدن آن نیست امّا در امتحان الهی شیطان برای خراب شدن آن سوگند خورده است .
3- در امتحان مدرسه مراقبین کمک نمی کنند امّا در امتحان الهی خدا خود راه را نشان می دهد . (لنهد ینهم سبلنا)
4- پاداش موفقیت در امتحان مدرسه در این دنیا میسر است امّا پاداش موفقیت در امتحان الهی به دلیل محدودیت در این دنیا ؛ میّسر نمی باشد .
5- در صورت عدم موفقیت تعداد دفعات شرکت در امتحان محدودیت زمانی و مکانی دارد امّا در امتحان الهی در صورت شکست تا آخر عمر و در هر مکان امکان تجدید امتحان وجود دارد .
6- در امتحان مدرسه امکان کسب نمره بدون امتحان میسر است امّا در پیشگاه خدا کسب امتیاز بدون امتحان میسر نیست .
7- معلمین قبل از امتحان نتیجه را دقیقا نمی دانند امّا خداوند قبل از امتحان از نتیجه مطلع است .
8- امتحان مدرسه برای اطلاع معلمین است امّا امتحان خدا برای اطلاع خود شخص است .
9- این امکان وجود دارد که شخص به مدرسه نرود و امتحان هم ندهد امّا غیر ممکن است که به زندگی دنیا بیاید و از او امتحان الهی گرفته نشود .
10- در امتحان مدرسه نمره ی کسب شده دقیقاً نتیجه ی تلاش های فرد نیست و درصدی خطا دارد امّا در امتحان الهی (ذرة مثقالة خیراً یره و مثقالة شراً یره ) مبّری از خطاست .
11- اعتراض در نتیجه ی امتحانات مدرسه ممکن است باعث تغییر نمره شود امّا اعتراض در نتیجه ی نمره الهی موجب تغییر نتیجه ی امتحان نمی شود .
12- سرعت نمره دادن در امتحان مدرسه کم است امّا سرعت حسابرسی در امتحان الهی سریع است . (والله سریعٌ الحساب )
13- در امتحان مدرسه امکان اشتباه در ثبت نمرات وجود دارد امّا در امتحان الهی امکان اشتباه در ثبت امتیازات امکان ندارد .
14- امتحانات مدرسه از نظر موضوعی همه در یک راستا است امّا موضوعات امتحانات الهی گاهی متفاوت و بلکه برای افراد گوناگون متضاد است مثلا یکی با فقر و یکی با مال فراوان امتحان می شود ؛ یکی با توانایی فراوان و دیگری با مسئله ی ناتوانی امتحان می شود ؛ یکی با سلامت و یکی با بیماری امتحان می شود و.........
15- زمان در امتحان مدرسه محدود است امّا در امتحان خدا محدودیت ندارد . ( تا آخر عمر)
16- مکان در امتحان مدرسه منحصر به مدرسه است امّا در امتحان خدا همه ی صحنه های زندگی ؛ مکان امتحان است .
17- در امتحان مدرسه تعداد پرسش ها برای همه یکسان است امّا در امتحان الهی سختی و آسانی متناسب با توانایی های فرد است . ( برای رعایت عدالت ) (لایکلف الله نفساً الا وسعها )
18- در امتحان مدرسه پرسش ها برای همه یکسان امّا در امتحان الهی پرسش ها و موضوع متناسب با بهره مندی افراد از نعمات و فرصت ها ست .
19- در امتحان مدرسه موفقیت منوط به همان امتحان است امّا در امتحان الهی موفقیت منوط به موفقیت در امتحانات بعدی است به بیان دیگر در امتحان مدرسه عدم موفقیت ها موفقیت های قبلی را باطل نمی کند امّا در امتحان الهی عدم موفقیت در یک دوره موفقیت های قبلی را زیر سوال می برد و گاهی باطل می کند .
20- در امتحان مدرسه اگر دوستتان داشته باشند ؛ امتحان را ساده می گیرند امّا در امتحان الهی هر چه بیشتر محبوبیّت داشته باشید امتحان را سخت تر می گیرند !!!
21- در مدرسه به مطالب حفظی یا فراگرفته ها نمره می دهند امّا در امتحان الهی به اعتقادات قلبی و عملی امتیاز می دهند .
22- در امتحان مدرسه نمره ها سقف محدود دارند امّا در امتحان الهی امتیازات محدودیتی ندارند .
23- موضوع امتحان در مدرسه مشخص و اعلام شده است امّا در امتحان الهی موضوعات متفاوت و متغیر و گاهی متضادند .
24- در امتحان مدرسه امکان تقلب و کسب نمره کاذب وجود دارد امّا در امتحان الهی هرگز امکان تقلب وجود ندارد .
25- در امتحان مدرسه امکان کمک از امتحان گیرنده نیست امّا در امتحان الهی نه تنها امکان کمک از امتحان گیرنده هست بلکه امتحان گیرنده خود می فرماید به من توکل کنید و از من کمک بخواهید . (و من یتوکل علی الله و هو حسبه )
26- در امتحان مدرسه نتیجه ی مثبت هر امتحان غیر قابل برگشت است امّا در امتحان الهی گاهی نتیجه ی مثبت امتحان به واسطه ی عدم موفقیت در امتحان بعدی باطل می شود .
27- درامتحان مدرسه نمره ی مثبت را به دیگران گفتن ارزش است ( تظاهر ) امّا در امتحان الهی نتیجه ی مثبت را پنهان داشتن ارزش است .
28- ارزش کسب شده در امتحان مدرسه گذرا ست امّا ارزش کسب شده در امتحان خدا ماندگار است .
29- امتحان گیرنده در زمان و مکان تغییر می کند امّا در امتحان الهی ؛ امتحان گیرنده در زمان و مکان یکی است (خدا )
30- در امتحان مدرسه کارنامه را با هر دست ممکن است بگیرید امّا در امتحان الهی کارنامه ی قبول شدگان را به دست راست و کارنامه ی مردود شدگان را به دست چپ می دهند .
نوشته شده توسط احمد حدادی در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 20:40 | لینک ثابت |
درباره روستای کهورستان
بسمه تعالی
مقدمه:
"کهورستان "دیاری آشنا در هرمزگان
کشور پهناور ایران با یک میلیون و 648هزارو195کیلومتر وسعت، روستاهای بسیاری را در خود جای داده است. هر کدام از این روستاها با توجه به موقعیت و آب و هوا ویژگی ها و قابلیت های خاص خود را دارند که باعث جذابیت آنها می شود. در این تحقیق تلاش شده تا به صورت مختصر یکی از روستاهای زیبای استان هرمزگان مورد بررسی قرار گیرد.
در شوره زار ها ی غرب استان هرمزگان بهشتی زیبا قرار دارد که زیبای و سر سبزی خود را مدیون سفره های آب زیر زمینی خود است این دیار اشنا کهورستان است . که آبادانی و زندگی رابه روستاهای اطراف و حتی خود شهرستان خمیر، دهستان پل ،رویدر ،... با هدیه کردن آب این مایه زندگی بخشیده است. در این تحقیق سعی شده گوشه ای از ویژگیها،آداب و رسوم ،داشتنی ها ، وضعیت اقتصادی و ... کهورستان بازگو شود.
"وجه تسمّیه"
این روستا تا کنون به بنامهای مختلفی نام گذاری شده است. گفته می شود در زمان های گذشته از آن به نام کوه دش یاد کرده اند. بعد ها در بعضی کتب تاریخی آن را کهورستان نامیده اند ابن بطوطه جهان گرد مسلمان در مورد کهورستان نوشته است: سرزمینی است وسیع با درخت های تنومند و دشت های وسیع در حصار کوهستان.
ابن خلدون در کتاب سفرنامه جهانگردی خود از کهورستان بنام گبرستان نام برده است . اما در مورد نام کنونی که " کهورستان " نامیده می شود، بخاطر فراوانی درخت کهور در این روستا می باشد.
از جمله نام های دیگری که کهورستان داشته گورستان است به خاطر سکونت خارجی ها در این مکان .به خاطر شباهت وضعیت پوشش گیاهی این منطقه با هندوستان تجار و بازرگانان از این روستا دیدن کرده بودن کهورستان را هندوستان کوچک نامیده اند.
سابقه تاریخی
کهورستان دارای قدمت چند صد ساله می باشد این را می توان با بررسی نوشته هایی که برروی بعضی سنگهای قدیمی حک شده است فهمید در گوشه و کنار مرکز روستا در فاصله ای به طول و عرض 40 کیلومتر باز مانده هایی از قلعه ها و کاخ های خراب شده وجود دارد که در میان خاکروبه ها و جای ساختمان ها می توان آثار زندگی و نیز وسایلی چون چاقو – سلاح برنده سنگهای حکاکی شده و غیره را دید، در این جا ذکر این نکته لازم است که بعلت عقاید خاص ، مردم در روی این مکانها کار کشاورزی انجام نمی دهند و نیز به خاک آنها دست نمی زنند. همچنین گفته می شود که شاید زیر همین خاکها نهفته ای از اشیای قیمتی و سکه های قدیمی باشد. از آثارهای تاریخی دیگراین منطقه می توان مجموعه قناتهای طویلی نام برد که از غرب به شرق کهورستان امتداد دارد. که از شیب روان تا دشت پارو که به قلعه ی پارو معروف است کشیده شده است. طول این قناتها حدود 50 کیلومتر می باشد که به وسیله ی چندین قنات کوچک و بزرگ با هم ارتباط دارد. قدمت این قناتها به زمان شاه عباس می رسد. در دشت پارو قلعه ای است که از زمان شاه عباس به جا مانده و به واسطه ی همین قلعه این دشت، به دشت پارو مشهور است. بخصوص وقتی بارانهای شدید باعث شسته شدن خاک از روی باقی مانده خرابه های ساختمان های ویران شده می شود، قطعات انگشتری و طلا نیز دیده شده است. در مورد این بناها حکایات زیادی نقل می شود. برای مثال گفته
می شود که در زیر یکی از این بناها که به صورت خرابه باقی مانده است، بیش از 200 نفر در اثر حادثه ای نامعلوم که به ریزش قلعه ای که به یکی از نوادگان شاه عباس تعلق داشته است دفن شده اند. از زمان شاه عباس چندین برکه «آب انبار» بزرگ به جا مانده است به نامهای برکه ی میانبر-برکه ی ستاء-برکه ی زاهد- برکه ی دراز- برکه ی شاهد- برکه ی سلطان- برکه ی نو.
از جمله آثار بسیار مهم دیگر کهورستان پل معروف لاتیدان است که بر روی رودخانه کُر قرار داشته است، این پل جزء آثاری است که به ثبت سازمان میراث فرهنگی کشور درآمده است. پل لاتیدان مربوط به دوره شاه عباس صفوی است و جزء طویل ترین پل باستانی ایران است. گفته می شود از طریق پل لاتیدان که بر روی رودخانه کُر قرار داشته بازرگانان، تجار، سیاحان و جهانگردان مسیر بندرعباس به شیراز را می پیمودند. در این مسیر از منطقه زیبا و سرسبز کهورستان می گذشتند. خیلی از این افراد چنان که از نوشته هایشان پیداست به هیچ وجه انتظار دیدن چنین زیبایی در منطقه جنوب ایران که گرم و با طبیعتی خشک است را نداشته اند. چنان که ابن بطوطه و ابن خلدون در خاطرات خود سرسبزی و زیبای کهورستان را تحسین کرده اند.
«موقعیت جغرافیایی»
روستای کهورستان در شمال غربی خلیج فارس قرار گرفته است. از شمال منتهی به کوههای معروف به «مارو»، از جنوب به کوه درگز، و از شرق مشرف بر دشت وسیعی از درخت های صحرایی است. از غرب نیز در امتداد کوههای کم ارتفاع زاگرس قرار دارد. این روستا از نظر تقسیمات دهستان محسوب شده، از توابع شهرستان خمیر و استان هرمزگان می باشد. در حقیقت وسیع ترین و پرجمعیت ترین دهستان خمیر است و در فاصله 110 کیلومتری مرکز استان «بندرعباس» قرار دارد- فاصله روستا تا مرکز شهرستان 50 کیلومتر است. و در مسیر اصلی بندرعباس به لار و بندرعباس به بستک قرار دارد. و روستاهای پشت کوه، کشار چمردان، کشار علیا، کشار سفلی، کشار دوستانی- سرگپ، انگوران، تهلو، نیمه کار، آرابی، برکه سلطان، گورمیز، نره، لردی- لاور بالا، شیب روان، چاه ماخور، تکی خانی،احمد آباد، کرمران، بنگرک، جهین، تی بشان، تنگ دالان، دشت جیهون، و سرتنگو دالان زیر پوشش این دهستان می باشند.
«آب و هوا»
تابستان گرم و زمستان معتدل و ملایم از خصوصیات آب و هوایی این منطقه می باشد. از آنجا که میزان بارندگی در ناحیه گرم و خشک جنوب ایران اندک است و بر این اساس، در کهورستانکه تابع این ناحیه می باشد، معمولاً باران زیادی نمی بارد. البته بارندگی در سالهای زیاد و در سالهایی هم از چند میلیمتر تجاوز نمی کند. به واسطه دوری از دریا و وجود کوه خمیر در مقابل آن- رطوبت درصد بالایی ندارد، معمولاً تا 40 درصد است. به طور کلی آب و هوای کهورستان به واسطه وجود عوامل گوناگون طبیعی و جغرافیایی تغییرات زیادی نداشته و تابستان و زمستان نسبتاً معتدلی دارد.
یک نکته جالب در مورد وضعیت آب و هوایی کهورستان این است که بعد از چند سال خشکسالی و کمبود بارندگی چند سال دیگر شاهد باران های فراوان و سیل آسا است که رودخانه ها طغیان می کنند.
«پوشش گیاهی و حیات وحش»
پوشش گیاهی طبیعی شامل انواع درختهای نیمه بیابانی است.پوشش غالب منطقه، درختان کهور- کُنار- کَرَت-مغیل های گوناگون- درختچه های زمینی اَرات- گز- چِجج و ........... می باشد. از جانوران وحشی این منطقه روباه- شغال- میش کوهی- آهو- یوزپلنگ- خرگوش- گراز و کفتار را می توان نام برد. حیوانات اهلی شامل، گاو- گوسفند- بز- شتر و .... است. از پرندگانی که در این ناحیه زندگی می کنند می توان تیهو- کبک- کلاغ- گنجشک و........ نام برد.
مغیل: درختچه هایی است به رنگ مایل به سبز بهاری که پوست آن بعد از سوزاندن مورد تغذیه حیوانات اهلی قرار می گیرد.
چجج: درختچه ای خاردار با برگ سبز کوچک که برگ آن مورد تغذیه دامها قرار می گیرد و از درختان گرمسیری می باشد.
« دامداری »
از دامهای این روستا می توان شتر- بز- گوسفند- گاو و طیور نام برد، تقریباً بیش از چهار خانوار ساکن کهورستان به کار شبانی و نگهداری دامهای دیگران اشتغال دارند. چوپانان در ازای نگهداری هر دام در ماه مبلغ 300 تومان دریافت می کنند. این مبلغ در سال های گذشته خیلی کمتر بوده است. با گذشت زمان به این مبلغ اضافه نمودند. هر چوپان 150 تا 200 رأس دام را نگهداری و چوپانی می کند.
میان چوپان و صاحب دام مناسبات خاصی نیز برقرار است، مثلاً شش ماه از سال که دام شیر می دهد، تمام شیرها متعلق به صاحب دام است و اگر دام در شش ماه دوم باز هم شیردهی کند متعلق به چوپان می باشد. اما با توجه به اوضاع طبیعی منطقه هر دام در سال فقط بین 5 تا 7 ماه شیر می دهد. اما بعضی از خانوار هستند که خودشان به طور مستقل از دامهایی هم نگهداری می کنند.
"کشاورزی و نوع محصولات"
کشاورزی بعنوان مهمترین شغل اهالی کهورستان می باشد. معمولا کشاورزی روستا به دو صورت انجام می گیرد.
1- زراعت 2 – باغداری
کهورستان از نظر زراعت و کشاورزی بسیار پر رونق است و با وجود تقریبا 700 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق اراضی وسیعی زیر پوشش کشاورزی قرار دارد. آب چاه به وسیله موتور پمپ های بزرگ بالا کشیده شده و به صورت لوله کشی یا کانال کشی به مزارع و باغات می رسد. کهورستان تقربیا 450 هکتار اراضی زیر کشت دارد، که حدود 250 هکتار آن بصورت کشت آبی و بقیه نیز دیم می باشند.
تولید اصلی کهورستان انواع گوناگون مرکبات و محصولات سیفی و جالیزی و نیز چوب های مخصوص لنج سازی است. محصولات اصلی از نظر صیفیجات در این روستا شامل پیاز- خیارسبز- هندوانه- فلفل- کدو خوراکی- گوجه فرنگی- بادمجان- خیار طالبی- کلم برگ- گل کلم- هویج- پیاز- خرما- و از سبزیجات: نعنا- ریحان- جعفری- تربچه- تره- گشنیز- کهکیز- کاهو و غیره می باشد. در دوره ی گذشته ی ما فلفل سیاه و زنجبیل هندی نیز کشت می شد، این محصولات به یکی از واسطه ها فروخته می شود. واسطه پول محصولات را پس از فروش آن پرداخت می کند- بدین ترتیب که ابتدا در ازای تحویل محصولات آخر سال رسیدها را جمع کرده و مبلغ آنها را پرداخت می کند. معمولاً واسطه قبل از کشت از دهقانان قول می گیرد که محصولات تولید شده جهت عرضه به او بسپارند.
« رابطه ی سهم بری میان برزگر و مالک »
رابطه ی سهم بری میان برزگر و مالک بدین ترتیب است، که پس از برداشت محصول دو سوم تولید به مالک تعلق می گیرد. و یک سوم بقیه متعلق به برزگران می باشد که به طور مساوی میان آنها (که معمولاً پنج نفرند) و سر برزگر(مزیری) تقسیم می شود. تعداد برزگران به تعداد چاه هایی که در هر مزرعه هست بستگی دارد. این چاه ها خود مشخص کننده ی وسعت زمین زیر کشت می باشند، معمولاً برای کشت زمینی که با یک حلقه چاه آبیاری می شود، پنج نفر برزگر را به کار می گیرد. بنابر آنچه گفته شد، اگر تعداد برزگران و سربرزگران شش نفر باشد، سهم هر برزگر سالیانه یک سوم کل محصول معادل یک هجدهم کل تولید سالانه حدود صد هزار ریال می شود.، در حالی که مالک با آنکه کاری انجام داده باشد دو سوم محصول یعنی دوازده هجدهم کل سالیانه را سهم می برد. این سهم مالک به تقریب معادل یک میلیون و دویست هزار ریال می باشد، که مبلغی از آن صرف هزینه هایی از قبیل موتور- شخم زمین بعد از پایان فصل کشت، بذر – کود، سمپاشی محصول می شود. در بعضی موارد ی که صاحب زمین همراه برزگران کار می کند، گذشته از دو سوم محصول، از یک سوم باقیمانده نیز که بین برزگران تقسیم می شود. مانند یک برزگر سهم می برد. درآمد برزگران تقریباً ثابت است، چرا که مالکان هر چقدر وسعت زمین زیر کشت و تعداد موتورهای آب بیشتر باشد، برزگران بیشتری را اجیر می کنند و در نتیجه سهمی که به برزگر می رسد از حد معینی تجاوز نخواهد کرد. امّا درآمد مالک با ازدیاد سطح زیر کشت و با بیش تر شدن تعداد موتورهای آب و تعداد برزگران، بیشتر می شود. بنابراین محاسبه ای که به عمل آوردیم، مالک زمین به زای هر برزگر نزدیک به دویست هزار ریال درآمد ناخالص کسب می کند.
« رابطه مالک و زارع »
به دلیل رونق کار کشاورزی این روستا، هر ساله زارعان متعددی از روستاهای اطراف برای کار زراعت و برزگری به کار مشغول می شوند و معمولاً در کلبه هایی در کنار کشاورزی زندگی می کنند، صاحب زمین هزینه های آب و بذر و شخم، کود، سمپاشی و هزینه های مثل سوخت موتور- آب و غیره را تأمین می کند. هنگام تقسیم محصول یک سوم آن را برزگران و دو سوم بقیه به مالک می رسد.
در هر مزرعه ی این روستا که معمولاً با یک حلقه چاه، آبیاری می شود، پنج تا شش برزگر کار می کنند. برزگران هر مزرعه، سر بزرگری دارند که به او مزیری می گویند.
مزیری را صاحب زمین تعیین می کند. مالک هر سال حدود دویست هزار ریال یا بیشتر که دقیقاً معلوم نیست و هر کدام با هم متفاوت است بابت شیرینی به اضافه 50 متر مربع زمین را با آب و کود به سرکارگر (مزیری) می دهد، تا در آن کشت کند و از این طریق او را موظف می کند که برایش تعدادی برزگر بیابد.
مزیری (سرکارگر- برزگر) به دنبال برزگران به دهات اطراف می رود و از روی آشنایی قلبی که با مردم دارد، کسانی را که قویترند و بنیه ی بیشتری برای کار کردن دارند، برای کار بر روی زمین مالک انتخاب می کند.
« تقسیم بندی مشاغل »
شغل عمده ی مردم بواسطه کشاورزی بودن منطقه زراعت می باشد- کار کشاورزی از مدتها قبل به خاطر زمین مساعد و آب کافی و مناسب از شغلهای مردم بوده است.
با این وجود دامداری و پرورش دام در ابعادی کوچکتر وجود دارد. صنایع خاصی را نمی توان بعنوان کار مردم ذکر کرد، اما صنایع دستی ساده و سنتی مرسوم است. برخلاف روستاهای اطراف عده بسیار کمی از مردم این روستا برای کسب درآمد به خارج از کشور مهاجرت کرده اند. این روستا علاوه بر این، بازار کاری برای روستاهای اطراف می باشد، و در فصل کشت جمعیت 4400 نفری روستا به دو برابر می رسد، که بواسطه عزیمت افرادی از خارج روستا به اتفاق خانواده شان برای کار و امرار معاش به روستا است.
« مسکن »
با توجه به آب و هوای گرم و خشک استان، آب و هوای کهورستان دارای زمستان معتدل و تابستان نسبتاً گرم است؛ بدین سبب در ساختن خانه های این منطقه از آجر و سیمان و نیز از گل و سنگ استفاده می گردد. خانه های جدید غالباً با آجر و سیمان ساخته می شود. خانه سازی با کاه و گل در حال حاضر کمتر مورد استفاده مردم قرار می گیرد. اما در چند سال گذشته همواره در خانه سازی از این مصالح استفاده می شد. بافت ساختمانی کاه و گل با توجه با شرایط آب و هوا و وضعیت اقتصادی منطقه در گذشته متناسب بوده است. نوع دیگر از مصالحی که در ساختن برکه بکار می رود ساروچ می باشد که در گذشته بیشتر مورد استفاده معمارها قرار می گرفت.
1- برکه: یعنی آب انبار.
2- ساروچ: مصالحی است که از گل و گچ درست می شود. گل و گچ را با هم مخلوط می کنند و بعد از مخلوط به آن حرارت می دهند تا پخته شود و بعد از آن قالب می گیرند.
نوع دیگر خانه سازی که در این روستا مرسوم است، خانه های چوبی هستند که از برگ و چوب درختان موجود در روستا ساخته می شود، که هر کدام از آن ها نام مخصوص به خود دارند، که عبارتند از کپر- سرگ- کرگین- حشم- جوخور- بافت و شکل ساختمان سازی در حال حاضر بیشتر از مصالح آماده و مصنوعی مثل آجر- سیمان- گچ- آهک- آهن و همچنین سنگ می باشد و چهره متفاوت جدید روستا بخوبی متمایزاند.
« صنایع دستی »
صنایع دستی جنبه فراوانی و صادرات به خارج از روستا ندارد. صنایع دستی محلی شامل: انواع حصیرهایی که با برگ درختان خرما ساخته می شود- سوند بافی- انواع سبدهای کوچک و بزرگ به نام های پری- تولک- دوز یا کمبار می باشد. از صنایع دستی دیگر که در کهورستان به آن اشتغال دارند. ریسندگی با موی بز می باشد به طوری که از پیچ دادن موی بزها طنابهای محکمی درست می کنند و در جاهای مختلف از آنها استفاده می شود.
لازم است به این نکته اشاره شود که بیشتر این صنایع توسط زنان خانه دار و افراد پیر انجام می گیرد. مردان جوان هیچ تمایلی برای انجام و یادگیری این صنایع ندارند.
« مهاجرت »
مردم کهورستان فارس هستند و از نژاد سفید، لهجه آنها بندری است. در بین صحبت های مردم کهورستان کلمات فارسی دوره باستان، کلمات انگلیسی و عربی نیز دیده می شود.
جمعیت کهورستان روز به روز در حال افزایش است. محله هایی که در گذشته فاصله ی زیادی با هم داشتند، در حال حاضر به هم چسبیده اند. کهورستان این آبادی را مدیون داشتن آب شیرین و زمین حاصلخیز است.
کار کشاورزی در کهورستان بسیار رونق دارد به خاطر همین امر در فصل کشاورزی یعنی از ابتدای مرداد و شهریور تا پایان اسفند کارگران زیادی برای کار به کهورستان مهاجرت می کنند. اوج مهاجر پذیری کهورستان ماههای آذر، دی و بهمن است که علاوه بر مردان که برای کار به کهورستان می آیند زنان نیز از روستاهای اطراف بخصوص از روستاهای بخش رویدر و کشار برای گوجه چینی به کهورستان می آیند. بیشتر مهاجرین فصلی به کهورستان از سیستان و بلوچستان و روستاهای شهرستان بستک هستند. اگر در فصل زمستان از مسیر کهورستان به لار یا به بندرعباس گذر کنیم جمعیت زیادی را در کنار و اطراف جاده مشاهده می کنیم که از مهاجرین هستند.
تعدادی از مردم کهورستان که تعداد آنها بسیار کم است برای کار در کارخانه سیمان هرمزگان و فعالیتهای لقتصادی دیگر، هر روز برای مدت کوتاهی محل سکونت خود را ترک کرده و از کهورستان خارج می شوند.
مراکز آموزشی:
مراکز آموزشی در کهورستان توسعه یافته است. در این روستا حدود 550 نفر دانش آموز در 8 واحد مدرسه ابتدایی مشغول به تحصیل هستند. تعداد 85 نفر دانش آموز دختر در مقطع راهنمایی، 160 نفر دانش آموز پسر در مقطع راهنمایی مشغول به تحصیل هستند. کهورستان دارای یک دبیرستان پسرانه و یک دبیرستان شبانه روزی دخترانه. همچنین دارای دو مرکز پیش دانشگاهی دخترانه و پسرانه است که دانش آموزان در دو رشته تجربی و انسانی در این مراکز در حال تحصیل هستند.
درحدود چهل دانشجو در مقطع های کاردانی، کارشناسی ارشد می باشد و در حدود بیست نفر فرهنگی که در مقاطع مختلف از دبستان تا دانشگاه مشغول به فعالیت هستند.
مردم کهورستان از گذشته به کسب علم و سواد آموزی علاقه بسیاری داشتند. خیلی از سالمندان این روستا باسواد هستند. قدیمی ترین مدرسه کهورستان ( مدرسه عدالت ) مربوط به دوره های قبل از انقلاب است. به علت قدمت آن تخلیه شده و مدرسه جدیدی به جای آن احداث شده است.
« مراسم عقد و عروسی »
قبل از خواستگاری دختر و پسر همدیگر را جایی می بینند و بعد از آشنایی کامل به خواستگاری می روند. مراسم خواستگاری در روستای ما به این صورت انجام می گیرد که دامادبه همراه پدر و بزرگترها به خانه ی دختر می روند و با اجازه پدر دختر، دختر او را خواستگاری می کنند و پدر بعد از سؤال و جواب از دختر از دختر جواب را به خانواده ی داماد می دهند اگر جواب مثبت بود قرار عقد را یک روز معین می کنند و مراسم عقد را برگزار می کنند. در این جشن عاقد خطبه ی عقد را می خواند و شاهدان عقد کنار او می نشینند و مجلس عقد را برگزار می کنند و با پخش شیرینی و میوه مجلس عقد را به شادمانی برگزار می کنند و بعد از مراسم عقد عروس و داماد کنار هم می نشینند و عکس یادگاری می گیرند و داماد با دادن حلقه ی نامزدی و ساعت و گوشواره و دستبند و گردن بند طلا این عقد را به عروس خانم تبریک می گویند و داماد با دادن یک دست لباس و سرویس کامل بهداشتی و آرایشی به عروس خانم مجلس عقد به پایان می رسد.
بعد از اتمام مراسم عقد عروس حق ندارد با داماد به مسافرت برود. باید با اجازه پدر و مادر و یک نفر همراه باشد تا او به همراه داماد به مسافرت برود و بعد از گذشت دو یا سه ماه یا چند سالی با دوختن لباس عروس که از 10 تا 20 دست لباس و با دوختن دو یا سه دست عدد چادر و خرید دمپایی و سرویس کامل بهداشتی و آرایشی و سرویس کامل طلا که از دو میلیون تومان و گاهی هم بیشتر می شود. البته این به وضع خانواده داماد بستگی دارد که خانواده داماد پولدار باشند یا خیر، داماد بیچاره مجبور است و با خرج و مخارج زیادی که می کند برای عروس همه چیز بخرد و او را راضی کند و بعد از خرید وسایل عروسی و خرید ولیمه ی که 5 تا 6 عدد کهره و یک گوساله و دو یا سه گونی برنج و سیب زمینی و پیاز و نخود و لپه و غیره ......
و میوه، شیرینی جشن عروسی را برگزار می کنند جشن عروسی به قرار زیر است یک اتاق برای عروس و داماد که حجله می نامند آماده می کنند. شب هنگام مردم داماد را تا خانه عروس همراهی کرده و در بین راه مولودی خوانی کرده و شیرینی پخش می کنند. تا به خانه عروس برسند بعد از آن داماد وارد خانه شده سپس زنان و دختران عروس را آورده و وارد خانه می شود به این ترتیب مراسم عروسی پایان می یابد.
« مراسم محرم »
مراسم محرّم و شهدای اسلام و شهدای کربلا به این صورت انجام می گیرد، که در ماه محرم مراسم های شادی و جشن مثل عقد و عروسی به هیچ وجه صورت نمی گیرد. مردم سنتاً در این روزها لباس نو نمی پوشند، همچنین حنا بستن، کوتاه کردن سر و ناخن را جایز نمی دانند. در شب و روز عاشورا و تاسوعا مجلس قرآن خوانی و مولود خوانی برقرار می شود. در این روستا با توجه به بینش و عقاید خاص مذهبی گریه و زاری و سینه زنی در این سری روزها انجام نمی گیرد و اهالی بر این عقیده اند که در این روزها (عاشورا- تاسوعا) امام حسین (ع) به جایگاه ابدی و والای خود که بهترین مقام است، رسیده است. و از پس امتحان الهی برآمده و به مسئولیت عظیم خود به طور احسن عمل کرده است و جایگاهش در بهشت می باشد.
« مراسم تدفین »
مرگ واقعیتی است که از زندگی هر کسی می گذرد. در کهورستان هر کس به رحمت الهی پیوست، پس از غسل، میّت را در کفن می پوشانند و سپس بر وی نماز میت خوانده می شود. آنگاه در برانکارد که خودشان از چوبه ی دار یا تخته ی مخصوص درست کرده اند می گذارند و چهار نفر یا بیشتر آن را گرفته و از زمین بلند می کنند، و با دیگران همراهان با لااله الالله گفتن به سوی قبرستان محل راه می افتند آنهایی که برانکارد را گرفته جای خود را به دیگری می دهند و همین کار تکرار می شود تا میت به قبرستان می رسانند در قبرستان یا قبر آماده می باشد از قبل آن را آماده کرده اند که بعد از اندکی تغییر مورد استفاده می شود و یا همزمان با مرگ مرحوم آماده می کنند قبر میت به اندازه ای کنده می شود در عمق آن تقریباً یک متر و نیم حفر می کنند و در ته قبر یک حفاره ی کوچکی به طول و عرض میت کنده می شود که به ان الحد گفته می شود و میت در قبر قرار داده و داخل ان حفاره می خوابانند به طوری که صورت آن به سوی قبله باشد و روی آن با گل و سنگ پهن می پوشانند و بعد به طور کامل آن را با گل صاف می کنند تا اطراف آن پر از خاک نشود آنگاه آن چند نفر که کار دفن را انجام داده اند از قبر بیرون می آیند و بقیه مردم با هر چیزی که در دست دارند شروع به ریختن خاکهای بالای قبر به داخل آن می کنند بعد از اینکه قبر پر از خاک شد و سنگ در دو طرف قبر قرار می دهند که نصف ان در خاک فرو برده و نصف دیگر آن نمایان می باشد به طوری که سنگی که در طرف سر مرحوم می باشد از سنگی که در قسمت پای آن می باشد بلندتر است و این به خاطر این است که بفهمند که سر و پای مرحوم کدام طرف است بعد از آن ملا دعای مخصوص می خواند و مردم آمین می گویند بعد از این کار عده ای به خانه ی خود و عده ای نیز به همراه بازماندگان مرحوم رفته و به آنها دلداری می دهند و به مدت سه روز در خانه ی مرحوم ملا ها قرآن می خوانند ودر سومین روز که روز ختم بخش نام دارد مراسم ختم انجام می گیرد آن روز مردم عامه ی زیادی دعوت می شوند و خانواده ی مرحوم از آنها پذیرایی به عمل می آورد و در آن روز مراسم قرآن خوانی هر چه باشکوهتر انجام می گیرد.
مراسم عید
یکی دیگر از مهمترین مراسمها که در کهورستان انجام می گیرد، مراسم عید سعید قربان و عید سعید فطر که از اعیاد مسلمانان به شمار می رود است و پیامبر(ص) فرمودند: من دو عید یعنی دو جشن برای شما در نظر گرفته ام که همانا عید سعید قربان می باشد که بعد از فریضه حج که بزرگترین رکن مسلمانی است جشن گرفته می شود زیرا اگر مسلمان حج را از روی اخلاص انجام دهد مثل این است که تازه از مادری متولد شده است و عید سعید فطر هم بعد از رکن بزرگی دیگر جشن گرفته می شود زیرا مسلمانان از روزه خارج شده اند و روزه خود انسان ساز می باشد. خداوند می فرمایند: کسی که روزه بگیرد من پاداش او را می دهم یعنی یک جایزه مخصوص نزد من دارد زیرا همه اعمال ممکن است ریا در آن داخل شود جز روزه که امکان ریا در آن نیست چون اعمال ظاهری نیست. و مراسم عید سعید قربان و عید سعید فطر تقریباً مشابه هم هستند مگر اینکه در روز عید سعید قربان کسانی که توانایی قربانی کردن داشته باشند قربانی
می کنند. اما در روز عید سعید فطر سر فطره یا زکات فطر هست که هر شخص باید زکات فطر خود را تا قبل از نماز عید ادا نماید بعد از نماز عید نیز همسایه ها و اقوام برای تبریک عید به دیدار هم می روند. با سفره های عید که در منزل همه اهالی چیده شده است پذیرایی می شوند.
شعر و داستان:
از شاعرانی که در روستای کهورستان به زبان محلی ترانه می سرایند هستند. مردم کهورستان هنوز هم بعد از گذشت قرن ها شعرهای زیبای چند تن از شاعران بزرگ- که خود نیز نام افتخار آفرینشان را نمی دانند- به یاد دارند.
از جمله ی این شاعران جلال الدین محمد مولوی است که اشعار حکمت آمیزشان در لبان این روستاییان جاری است.
شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
و عطار نیشابوری که یکی از نام دارترین شاعرانی است که به درجه ی والایی از کمال و معرفت دست یافته است. داستان سفرش در میان مردم کهورستان از طرفداران زیادی برخوردار است. گرچه خودش برای آنان غریب. این گونه داستان ها به عنوان قصه های شبانه و به وسیله ی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها برای کودکان و دوستداران قصه تعریف می شود.
مجموعه ای از قصه های شبانه رایج در کهورستان در دیل ذکر شده است.
1- احمد پهلوان
2- داستان چن چنک
3- قصه ی شتر و شغال
4- نخل من چند تا خرما دارد. به زبان محلی « مغ من چندگرگ دارد»
5- سزای نیکی بدی است. (پسر و مار)
در این جا قصه ی چن چنک را توضیح می دهیم.
چیست (چن) دستمال انار پهلوی زن سالار. این چه می شود. آتش
این چیست سبز است مثل پیش است دم دار است مثل میش است.
حالا بگو چه می شود. پیاز
ضرب المثل رایج در کهورستان:
دیگی که به من نجوشد می خواهم پتش بنوازم.
یعنی هر کسی که با من نسازد می خواهم بسوزد.
بازی های محلی:
بازی های محلی رایج در کهورستان را در این جا آوردیم.
1- روگیر
2- رمّاز
3- سنگ گرتا (سنگ پرتاب)
4- چشاء
5- شتر بازی
6- قایم موشک
روگیر: این بازی از دو نفر تشکیل می شود و وسیله ی اصلی بازی دست است و افراد دست های خود را از مقابل می کوشند تا جای ممکن دست خود را به عقب بکشند تا بازنده نشود.
در این بازی یکی از بازیکنان می گوید رو و دیگری می گوید گیر، اگر همان فردی که می گوید گیر دست بازیکنانی که می گوید رو را بگیرد بازی به برد او تمام می شود. و اگر بازیکنی که می گوید رو از دستش محافظت کند و آن را به عقب بکشد هیچ کس بازی را نبرده و پیروزی زمانی است که فرد رو گیر دست بازیکن که می گوید رو را بگیر و ضماً افراد جای خود را عوض می کنند و هر بار یکی سعی می کند دست حریف مقابل را بگیرد.
رماز: این بازی به این دلیل رماز خوانده می شود که افراد یکی از پاهای خود را تا زانو خم می کنند و دست خود را به آن گره می زنند. این بازی از دو گروه مساوی تقسیم می شود و یک خان یا چیزی به عنوان (مالک) تعیین می شود و ترتیب قرار گرفتن افراد در صورتی که شش نفر باشد به شرح زیر است.
گروه الف در یک ردیف سه نفری که باید به صورت افقی با کمی فاصله از هم بایستند، قرار می گیرند و فاصله ی آن ها با گروه دوم در 7 یا 8 قدم بزرگ است. و گروه ب باید به همین طریق بایستند و افراد باید یک به یک در راست یکدیگر«با گروه الف» قرار گیرند.
ابتدا بازیکنی از گروه الف با رماز می آید و بازیکن هم راست خود در گروه ب را محاصره می کند.
و بازیکن بعدی از گروه الف نیز با همین حالت بازیکن هم راست خود را در گروه یکسره می کند و حالا فقط یک بازیکن در گروه الف و یکی نیز در گروه ب قرار دارد. بازیکن گروه الف به حالت رماز به سمت بازیکن گروه ب می آید و می تواند از راه دیگری نیز برود تا به مالک برسد اگر در میان راه پاهایش را پایین آورد یا افتاد بازی دوباره شروع می شود و افراد گروه به ترتیب این کار را انجام می دهند و بعد گروه ب جای آنها را می گیرند و آنها نیز همین عملیات را انجام می دهند.
سنگ گرته: این بازی را شب انجام می دهندیک نفر سنگی را نشانه می کند و آن را دور می اندازد و آنهایی که بازی می کنند باید آن سنگ را پیدا کنند و هر کس توانست آن را پیدا کند برنده است.
شتر بازی: یک نفر به عنوان گرگ و بقیه می دوند و هنگامی که یک نفر دست روی سر یک نفر دیگر می زند می گوید که تو شتر من هستی و اگر شتر او بود باید صدای شتر را در بیاورد.
قایم موشک: یک نفر چشم خود را می بندد و بقیه قایم می شوند و هنگامی که چند نفر که چند عدد شماردند آنهایی که قایم شدند می گویند حاضر شدیم و آن که چشمهایش را بسته بود دنبال آنها می گردد.
خرافات و موهومات:
موهومات یا خرافات مسائلی هستند که از روزگاران قدیم با زندگی انسان عجین بوده و کار و زندگی او را تحت تأثیر قرار داده است. مردم کهورستان نیز مثل مردم مناطق دیگر کشور به بعضی از این خرافات اعتقاد دارند و نقش این خرافات را در زندگی روزانه آنها می توان مشاهده کرد. در ذیل بعضی از این موارد ذکر شده است:
..... موی رزق
اگر موی سفیدی در میان موهای شخص که به سن پیری نرسیده است، پیدا شود، آن موی رزق فرد است و باید از آن مواظبت کند تا کنده نشود.
..... نفرین تابه
پس از پختن نان باید بلافاصله تابه را از روی آتش بردارید در غیر این صورت تابه شخص فراموش کار را نفرین می کند.
..... لال شدن بچه
بچه ای که هنوز حرف را یاد نگرفته است نباید زیر باران برده شود زیرا اگر قطره ای از آب باران در دهان او بیفتد لال می شود.
..... لباس شستن هنگام غروب
نزدیکی های غروب که اطراف آسمان قرمز رنگ می شود نباید لباس کثیف خود را بشویید. زیرا چرک لباس به خورد مرده ای که از خانواده ی شما است می رود.
..... تکه کردن گوشت با دست
گوشت پخته نشده را نباید با زور دست تکه کرد. هر کس این کار را بکند بعد از غذایی که با آن گوشت پخته شده، شکم درد می گیرد یا مسموم می شود.
..... زوزه ی شغال نر
اگر شغال نر که به زبان محلی به آن « ستورگ » می گویند، شب چندین بار پشت سر هم زوزه بکشد نشانه ایمان است که یا کسی فردای آن روز می میرد یا باران خوبی می بارد.
..... ظرف شکسته
اگر ظرف بشکند باید خیلی زود خرده های آن را از خانه بیرون ببرید و آن ظرف نباید مدت زیادی در خانه بماند. زیرا ماندن ظرف شکسته در خانه باعث می شود که خیر و برکت از خانه برود.
..... شکسته شدن ظرف سفالی پشت سر مهمان
اگر چند نفر به عنوان مهمان به خانه کسی بیایند. پس از خارج شدن مهمان از خانه پشت سرشان در خانه میزبان ظرف سفالی شکسته شود یکی از افراد در بین راه خواهد مُرد یا اینکه آنها به سلامت به مقصد نمی رسند.
..... وارد شدن روزی به خانه
صبح ها سعی کنید همیشه در خانه باز باشد تا روزی وارد خانه شود. اگر در بسته باشد فرشته ای که روزی تقسیم می کند از خانه شما عبور می کند و شما از روزی آن روزتان بی بهره می مانید.
..... خواندن بلبل
اگر بلبل در خانه کسی چند بار بخواند به این معنی است که برایت خبر خوشی آورده یا مهمان عزیزی به خانه ات می آید.
..... قند و استکان
اگر قند از دهان بیفتد یا استکان جفت بیاید حتماً برایت مهمان می رسد و آن مهمان هم گرسنه است.
..... اشاره به قبرستان
هرگز با انگشت به طرف قبر اشاره نکنید و اگر کردید انگشت خود را گاز بگیرید.
..... دعا گذاشتن در قبر
از خرافات های دیگر این که در بعضی جاهای دیگر دیده شده که وقتی شخص فوت می کند، دعاهایی را می نویسند و همراه مرده دفن می کنند و معتقدند اگر این دعا را همراه با او دفن کنند قبر برای مرده به اندازه چند وجب گشاد می شود.
..... آزار و اذیت جن و پری
زنی که تازه بچه دار شده است به اعتقاد قدیمی ها نباید تا حدود یک هفته اصلاً تنها بماند. جن و پری او را اذیت و آزار می کند.
و باعث دیوانگی فرد می شود و به دلیل همین اعتقاد زیر گهواره نوزاد و زیر بالش مادر فلزاتی مانند داس و اشیای فلزی دیگری می گذارند تا جن ها چون از این فلزات می ترسند به او نزدیک نشوند.
از نظر روان شناس، مادر در این گونه مواقع روحیه ی ضعیف جسمانی ضعیفی دارد و اگر کسی کنار او نباشد احساس تنهایی می کند و نیاز دارد دیگران بیشتر به او توجه داشته باشند و قدیمی ها این مسئله را به صورت آزار و اذیت جن و پری مطرح کرده اند.
..... شبها نباید...............
عده ای عقیده دارند که شب ها نباید خود را در آینه نگاه کرد، زیرا باعث دیوانگی شخص می شود.
خوردن آدامس در شب بی احترامی نسبت به مردگان است. اگر کسی شب آدامس بجود مثل این است که انگشت مرده را می جود.
شب نباید موی خود را شانه بزنی، شانه زدن مو در شب باعث می شود که موهایت شپش بزند یا اینکه موی رزقت می ریزد.
شبها خوراکی های سفید رنگ را از خانه خارج نکنید. اگر کسی خواست در شب خوراکی سفید رنگ مانند شیر، قند، نمک و .... را از خانه خارج کند مثلاً به خانه همسایه یا جاهای دیگر ببرد باید در برگشت چیز سفید رنگ دیگری را از آنجا به خانه پس بیاورد. به عنوان مثال: اگر بعد از تاریک شدن هوا مقداری شیر به همسایه دادید باید در اقبال آن چیز سفیدی مانند نمک را هر چیز را اندک برگردانید. در غیر این صورت خیر و برکت از خانه شما می رود.
..... نشستن روی گوشت کوب یا دمپایی
اگر کسی روی گوشت کوب یا دمپایی بنشیند و این کار را چند بار تکرار کند. همه ی فرزندان او دختر می شود.
سعی کنید روی دمپایی نشینید. نشستن روی دمپایی باعث می شود که مردم به شما تهمت بزنند.
..... لوله یا دهانه اشیا
سعی کنید تا جایی که ممکن است دهانه یا لوله ی اشیا به طرف شما نباشد. اگر دهانه ی اشیا مثل کتری یا فلاکس و ...... به طرف شما یا هر کس باشد باعث پیش آمدن جر و بحث می شود و دیگران او را دعوا می کنند.
..... الک و صافی
نگذارید بچه یا شخصی که به سن بلوغ نرسیده و قد نکشیده است الک یا صافی را روی سر خود بگذارد. زیرا این کار باعث می شود که آن شخص قد نکشد و یا قد کوتاه شود.
نوشته شده توسط احمد حدادی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 20:57 | لینک ثابت |

|